سيد حسن مير جهانى طباطبائى
48
جنة العاصمة ( فارسي )
بودند در دو جسم ، كه هيچكدام از يكديگر جدا نمىشدند ، و او برادر رسول خدا و صاحب سيب پيغمبر ، و آرام و روشنى دو ديده او بود ، و محبوبتر بود بسوى او مريم كبراى حوراء ، كه ريخته شده بود از آب سيب بهشتى از صلب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله - يعنى فاطمهء زهراء - كه تلقيح شده گرامىترين تلقيحكنندگان ، و نتيجهء گرامىترين نتيجه گذارندگان ، كه نسبت آن دختر به پدرش مانند نسبت بعض از مفاصل او بود به خودش . حديث ششم در تفسير على بن ابراهيم بن هاشم است كه گفت : حديث كرد مرا پدرم از حسن بن محبوب ، از على بن رئاب ، از ابى عبيده ، از ابى عبد اللّه عليه السّلام كه فرمود : طوبى شجرة في الجنّة في دار أمير المؤمنين عليه السّلام ، و ليس أحد من شيعته إلّا و في داره غصن من أغصانها ، و الورقة من أوراقها ، يستظل تحتها أمّة من الأمم . قال : كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يكثر تقبيل فاطمة عليها السّلام ، فأنكرت ذلك عائشة ، فقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : يا عائشة ، إنّي لمّا أسري بي إلى السماء دخلت الجنّة ، فأدناني جبرئيل عليه السّلام من شجرة طوبى ، فناولني من ثمارها فأكلته ، فحوّل اللّه ذلك ماء في ظهري ، فلمّا هبطت إلى الأرض واقعت خديجة ، فحملت بفاطمة ؛ فما قبّلتها قطّ إلّا وجدت رائحة شجرة طوبى منها « 1 » . ترجمهء حديث يعنى : طوبى درختى است در بهشت در خانهء امير المؤمنين عليه السّلام ، و نيست احدى از شيعيان او مگر اينكه در خانهء او شاخهايست از شاخههاى آن درخت ، و برگى است از برگهاى آن ، كه در سايهء آن مىنشينند امّتى از امّتها . فرمود كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فاطمه عليها السّلام را بسيار مىبوسيد ، و عايشه انكار مىكرد آن را ، پس فرمود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله : اى عايشه ! چون من به آسمان سير داده شدم داخل بهشت
--> ( 1 ) محدّث قمّى ، تفسير على بن ابراهيم ج 1 ص 365 .